• Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
  • default color
  • cyan color
  • red color

یاران اعلمی

Member Area
یاران اعلمی جبهه یاران اعلمی  مجلس یاران اعلمی
اکبر اعلمی:استعفاء روح الله حسینی، دغدغه دین و یا اقدامی فرصت طلبانه برای استفاده از تریبون های بیشتر!؟

اعلمی:باتوجه به تجربیاتی نویسنده و شناختی که از آقای حسینیان دارم و همچنین علاقه مفرط وی و برخی از دوستانش به استفاده حداکثری از پایگاه خبری سازمان تحت نفوذش(مرکز اسناد ملی) برای بیان و ترویج افکار و مکنونات قلبی خود و همفکرانش، شخصا براین باورم که استعفای وی نیز کاملا صوری و با انگیزه ایجاد فرصت و تریبون بیشتر برای بیان عقایدش می باشد و قلبا هیچ تمایلی به استعفا ندارد و یقینا طبق هماهنگی های به عمل آمده، حسینیان و همفکرانش برای جریان سازی و انتشار وسیع دیدگاه های خود از طریق تریبون مجلس از یک ساعت فرصت قرائت استعفا و توضیحات آن و همچنین دفاعیاتی که از او به عمل خواهد آمد و متعاقبا بازتاب آن در رسانه های دولتی و غیر دولتی(اعم از داخلی و خارجی و خصوصا صداو سیمای ج.ا.ایران)، حداکثر استفاده را کرده و عاقبت نیز مجلس استعفای او را نخواهد پذیرفت. اظهارات نمایندگان زیر شاهدی بر این مدعاست:

 
حسينيان نماینده حامی دولت بعد از یادداشت اکبر اعلمی "فیلم راهپیمائی نمایندگان مجلس و توضیحات کوتاه ما! " استعفا کرد

اعلمی:پس از رویداد مربوط به استعفا و تحصن نمایندگان مجلس ششم، این بار با پدیده جدید دیگری در مجلس هشتم مواجه گشتیم. اکثریت نزدیک باتفاق نمایندگان این دوره از مجلس هم به منظور اعلام انزجار نسبت به آنچه که هتک حرمت مقدسات نامیده شد، بجای تحصن و استعفا اقدام به راهپیمائی در مجلس و خیابان های اطراف آن کردند و باز این درحالیست که در طول حیات دوره هفتم مجلس هم وقایع تلخ و ناگوار بسیاری در کشور رخ داده است، لیکن این بار نیز مجلسیان هرگز به خود اجازه ندادند تا در حمایت از موکلین خود و اعلام انزجار نسبت به مسببین وقایع مورد اشاره اینچنین به راه پیمائی اعتراض آمیز بپردازند  براستی در جامعه ای که ثروت، قدرت و رسانه(زر، زور و تزویر) حرف اول را می زند، عملکرد کدامیک از نمایندگان موجه تر است؟ کدام دسته از نمایندگان و صاحبان قدرت اشتباه می کنند؛ آنانکه بخاطر مردم با قدرت در افتاده و عطای قدرت و ثروت را به لقایش می بخشند و پس از مدتی هم به فراموشی سپرده می شوند و حتی گاهی در معرض توهین و شماتت بعضی از نااهلان قرار می گیرند و یا آنانکه بخاطر قدرت آشکار و نهان با مردم در می افتند و از همه تنعمّات دنیوی و مادی و جاه ومقام برخوردار و مطلوب و عزیز حکومت ها وچه بسا بخشی از مردم واقع می شوند؟ آیا مردم واقعا تفاوت میان وکیل الدوله و وکیل الملله و آثار وپیامدهای هر یک از دو روش را می دانند؟ اگر از نظر موکلین میان دوغ و دوشاب تفاوتی وجود ندارد، در این صورت چه دلیلی دارد که صاحبان قدرت بخاطر مردم با منابع قدرت در بیافتند و اساسا چرا باید به عملکرد ایندسته از نمایندگان کفن پوش خرده گرفت!؟

 
اعلمی:چهار خاطره در باره مرجع از خود گذشته ای که از خود گذشت، تا شاید خللی به آرمان هایش وارد نشود!

بعضی ها بر این عقیده اند که ما ایرانیان زنده کش و مرده پرستیم، به همین سبب مادامیکه شخصیت های مردمی و مدافعان حقوق ملت در میان ما هستند، نه تنها کمتر بیاد آنها می افتیم بلکه اگر منافع و مصالح شخصی ما ایجاب کند از تخریب او هم دریغ نمی ورزیم. اما به محض اینکه آن شخصیت از میان ما رفت در سوگ او مویه کنان گریبان چاک می زنیم و صورت هایمان را به ناخن می خراشیم! گرچه این برداشت کم و بیش می تواند معرّف قسمتی از روحیات منفی همه ما ایرانیان باشد، اما گمان می کنم که حداقل در مورد احترام و ارادت راقم نسبت به شخصیت هائی نظیر آیت الله منتظری صدق نمی کند، لذا خاطراتی که در این پست بیاد ایشان بازگو می کنم نه از باب مرده پرستی بلکه مهر تاکید زدن به این شاه بیت شیخ اجل سعدی است که فرمود:" سعديا مرد نكونام نميرد هرگز/ مرده آنست كه نامش به نكويي نبرند"!

 
حکومت مستقر و ارزیابی هتک حرمت نسبت به عکس آیت الله خمینی! (اکبر اعلمی)

نظر باینکه پاره کردن و آتش زدن یک عکس، هرچند که این عکس مربوط به یکی از عزیزترین و محبوبترین شخصیت های قرن اخیر باشد، آنهم در حاشیه ناآرامی های غیرقابل کنترل داخلی و توسط فرد یا افرادی ناشناس، با ظلمی که به مردم رفت، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست، از اینرو بنا نداشتم بنده هم به پیروی از جریان موسوم به خط امام جوگیر شده و وارد فاز جدیدی از بازی های مرسوم شوم که اشخاص قدرت طلب آنرا اداره می کنند، اما با توجه به روندی که بخشی از جناح قانون شکن حاکم در پیش گرفته و هنوز هم بخش عمده ای از رسانه های حکومتی و بویژه صدا و سیما اهتمام خود را صرف بزرگنمائی بیش از حد این اقدام و دستاویز قرار دادن آن برای تخریب رفبا و به آتش کشیدن قیصریه می کنند تا جائیکه در یکی از پربیننده ترین بخش های خبری شبکه دو سیما امام جمعه و نماینده ولی فقیه در فارس در میزگردی بطور رسمی پاره کردن عکس آیت الله خمینی را ارتداد می نامند، برآن شدم که از زوایای مختلف ارزیابی خود را در این زمینه بیان نمایم

 
ارکان و ارباب قدرت و نقش آفرینان اصلی جمهوری اسلامی ایران(اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، از بدو تاسیس تاکنون-1)

اعلمی:به منظور آگاهی نسلی که امروزه تحت تاثیر پروگاندا، فضا سازی ها،کاریزما تراشی ها و اسطوره سازی های رسانه های داخلی و خارجی، همچون دوم خرداد 1376همه گرفتاری ها و ناهنجاری های موجود را متوجه عملکرد و اندیشه یک جریان خاص و یا عده ای از اشخاص حقیقی و حقوقی کرده و بقیه سیاست پیشگانی را که خود نقش عمده ای در ایجاد وضع موجود داشته اند، تطهیر و یا حتی از آنها قهرمان های دروغین می سازند و یا بجای مطالبه محوری به شخصیت زدگی و شخصیت پرستی روی می آورند، قصد دارم که با انتشار سلسله یادداشت هائی نیمه های دیگر حقیقت را نیز در معرض قضاوت مخاطبین خود قرار دهم تا مبادا کسانی که گذشته را ندیده و یا دیده و به فراموشی سپرده اند از چاله ای در آمده و در چاه و یا چاله ای بزرگتر فرو بیافتند!

 
مهدی رفعتي : اين بت سازي خطرناك است

ما ايراني ها عادت كرده ايم براي هر شخصيتي  كه مي پسنديم بت سازي كنيم آن هم به هر شكل ممكن!(عكس آن هم صادق است).امروز شخصي را به عرش مي رسانيم و فردا به فرش!هيچگاه نيز اين عادت را رها نمي كنيم. تمايلي نداريم اين روحيه نقد شود(نه از سوي خودمان و نه از سوي ديگران).چند ماه پيش امثال من راي داديم خوب يا بد ،درست يا غلط، دانسته يا ندانسته...راي داديم چون به رايمان اعتقاد داشتيم .خواستار تحول بوديم.من نوعي راي دادم ولي هيچگاه از رايم اسطوره نساختم. آن را مطلق نكردم. بت سازي نكردم.به موسوي يا هر كس ديگري. از هيچ كس بت نساختم كه بت سازي  اولين گام براي فشردن گلوي دموكراسي است.آن ها كه بت سازي مي كنند با دموكراسي ميانه اي ندارند و همه چيز را از زاويه تنگ نگاه تعصب آلوده ي خويش مي نگرند.قصد ندارم كلي بافي كنم. اگر قرار است به آزادي و دموكراسي ايمان داشته باشيم پس لطفا ديدگاه امثال مرا بايكوت نكنيد.اگر خواستيد از ... بت بسازيد قبل از آن تاريخ را مطالعه كنيد.وقتي پاي تعصب به ميدان باز شد جزم انديشي و جهل هم همراهش خواهد آمد،چه خوشمان بيايد و چه نا خوشايند باشد

 
روایت دو تن از همراهان و محافظان میرحسین موسوی از نحوه مواجهه وی با لباس شخصی ها و قصّه پردازی بعضی از رسانه ها!

مثل همان روز کذایی. صرفنظر از تیم های حفاظتی مختلفی که پیوسته از محل سکونت و دفتر کار مهندس حفاظت می کنند، روزانه 36 محافظ هم مسئولیت حفاظت از شخص آقای موسوی را بر عهده دارند که در سه شیفت متوالی12 نفره بصورت مستمر ماموریت خود را انجام می دهند. در موارد حساس و خطیر هم متناسب با شرایط پیش آمده تعداد محافظان ایشان افزایش می یابد. مثلا آنروز با وجود اینکه ما 12 نفر بودیم دو تویوتا تیم گروگان رهائی هم برای جابجائی آقای موسوی آمدند و ایشان را به مقصد هدایت کردند

 




feed-image Feed Entries
yaran
yaranealami