• Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
  • default color
  • cyan color
  • red color

یاران اعلمی

Member Area
یاران اعلمی جبهه یاران اعلمی  مجلس یاران اعلمی
حکومت مستقر و ارزیابی هتک حرمت نسبت به عکس آیت الله خمینی! (اکبر اعلمی)
217

در جامعه ای که دارای حکومت مستقر است، انتظار می رود که مهمترین ابزار اعمال اقتدار چنین حکومتی نیز قانون باشد. به این معنا که قانون روابط و مناسبات میان مردم با یکدیگر و فرادستان و فرودستان را تنظیم نماید.

وقتی چنین مناسباتی در یک جامعه حاکم شد، در این صورت توسل حکومت به روش های نامتعارف و بعضا غیر قانونی نظیر برگزاری راهپیمائی و برانگیختن مردم برای مواجهه با قانون شکنان، نوعا نشانه ناکارآمدی قانون و ضعف و استیصال حاکمان است.

با این وجود و برغم اینکه جمهوری اسلامی یک حکومت مستقر و دارای دولت و قانون تعریف شده می باشد، اما عده ای حرفه ای سال هاست که نان خود را در تنور دین و مقدسات گرم می کنند و برای حفظ قدرت خود و حذف رقبای سیاسی اشان هرگاه که مصلحت ایجاب نماید به استفاده ابزاری از ارزش ها، باورها و اعتقادات مذهبی مردم روی می آورند تا شاید از این طریق به پیشبرد مقاصد خود کمکی نمایند.

گرچه به موازات افزایش آگاهی های مردم این گونه روش ها نیز تا حدود زیادی نخ نما شده و کم و بیش دست کسانی که از این حربه سوءاستفاده می کنند برای اکثریت مردم رو شده است، لیکن بنظر می رسد تا زمانی که چنین متاعی در میان بعضی از مردم خریداری دارد، اشخاص مذکور هم مایلند که همچنان به این حرفه خود ادامه دهند.

در ادامه همین سیاست، چند روزی است که برای به کنترل در آوردن اوضاع و انحراف افکار عمومی نسبت به وقایع ناگواری که در ماه های اخیر رخ داده است، پروژه جدیدی در دست اجراست.

در واقع ماجرا از این قرار است که چندی قبل صدا و سیما در بخش های مختلف خبری خود بارها و بارها فیلمی از هتک حرمت به عکس آیت الله خمینی را به نمایش گذاشت تا از این طریق خوراک لازم را برای بهره برداری های سیاسی بعدی از احساسات جریحه دار شده مردم فراهم کند.

ظاهرا در اثر این کشف صداوسیما معلوم شده است که در دل ناآرامی های اخیری که به مناسبت 16 آذر رخ داد، در یک نقطه نامعلوم از کشورمان فرد و یا افراد ناشناخته ای تصویری از بنیانگذار انقلاب را به آتش کشیده و عکس دیگری از ایشان را پاره کرده و بر زمین انداخته اند.

فیلمبردار محترم صدا و سیما هم که در محل حاضر بوده با کمال آرامش از این دو صحنه فیلمبرداری کرده و در هنگام آتش زدن عکس مذکور هم تنها پائین تنه مرتکب و هتک حرمت کننده به عکس را نشان می دهد!

متعاقب اجرائی شدن این سناریوی جدید طبق معمول هردو جریان سیاسی برای اعلام انزجار نسبت به آنچه که "هتک حرمت به آمام خمینی" خوانده می شود، به رقابت با یکدیگر برخاسته و هریک برای نشان دادن عمق نفرت و حساسیت خود و قبح عملی که تا این لحظه حتی فاعل آن هم معلوم نیست، بیانیه های پی در پی صادر و یا برای برگزاری راهپیمائی اصرار می ورزند، اما طبق معمول بدلیل عدم صدور مجوز، جریان رقیب در برگزاری راهپیمائی ناکام می ماند لیکن جریان سیاسی حاکم ابتکار عمل را در دست گرفته و با تبلیغات وسیع انجام شده، روز گذشته با استفاده از همان ظرفیت همیشگی نمازگزاران، راهپیمائی های اعتراضی را در شهرستان های مختلف به نمایش می گذارد تا این عمل را محکوم نمایند.

نظر باینکه پاره کردن و آتش زدن یک عکس، هرچند که این عکس مربوط به یکی از عزیزترین و محبوبترین شخصیت های قرن اخیر باشد، آنهم در حاشیه ناآرامی های غیرقابل کنترل داخلی و توسط فرد یا افرادی ناشناس، با ظلمی که به مردم رفت، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست، از اینرو بنا نداشتم بنده هم به پیروی از جریان موسوم به خط امام جوگیر شده و وارد فاز جدیدی از بازی های مرسوم شوم که اشخاص قدرت طلب آنرا اداره می کنند، اما با توجه به روندی که بخشی از جناح قانون شکن حاکم در پیش گرفته و هنوز هم بخش عمده ای از رسانه های حکومتی و بویژه صدا و سیما اهتمام خود را صرف بزرگنمائی بیش از حد این اقدام و دستاویز قرار دادن آن برای تخریب رفبا و به آتش کشیدن قیصریه می کنند تا جائیکه در یکی از پربیننده ترین بخش های خبری شبکه دو سیما امام جمعه و نماینده ولی فقیه در فارس در میزگردی بطور رسمی پاره کردن عکس آیت الله خمینی را ارتداد می نامند، برآن شدم که از زوایای مختلف ارزیابی خود را در این زمینه بیان نمایم و از آنجا که راقم یک فرد حقوقی و مدعی قانون گرائی است، لاجرم در این نوشتار هم ناگزیرم که بجای برخورد احساسی و هیجانی به قوانین و مبانی پذیرفته شده استناد نمایم:

یک- هیچ شکی نیست که تحقیر و اهانت به اعتقادات، تابوها و علائق مردم هر جامعه ای از سوی هرشخص وگروهی که صورت بگیرد، عملی نابخردانه، مذموم و قهرا سزاوار تقبیح است و گمان نمی کنم که حتی افراد "لائیک" هم برای رسیدن به مقاصد خود حاضر به تائید و توجیه چنین رفتاری باشند.

اما وقتیکه یک آشوب و یا جنبش اجتماعی بدون هدف مشخص و یا با اهداف و انگیزه های مشخص و کاملا متناقض شکل می گیرد و یا مطالبه محوری جای خود را به شخصیت زدگی در جبهه خودی ها و تخریب شخصیت های جبهه مخالف می دهد و یا سردمداران معترضین، خود در تعیین خاستگاه جنبش و رهبریت آن دچار سردرگمی و تناقض در گفتار و کردار می شوند و در جبهه مقابل هم تمکین از خواسته های مشروع و قانونی معترضین، جای خود را به جنایت و قانون شکنی می دهد، قهرا هنجار شکنی و وقوع رویدادهائی نظیر پاره شدن عکس موسسین و رهبران نظام حاکم و مورد انتقاد و اعتراض، عملی دور از انتظار نیست. در این صورت علت را رها کردن و پرداختن به معلول ها رفتاری کاملا ساده لوحانه و غیرمنطقی است.

به عبارت دیگر آیا خرد کردن اتومبیل مردم، هجوم به منازل شهروندان، فرود آوردن بی رحمانه چماق و باتوم بر سر و روی افراد بی سلاح و فراتر از آن تیراندازی کور بسوی عابران بی گناه از سوی نیروهای نظامی و انتظامی و یا چادر بر سر یک دانشجوی معترض کردن و تخفیف حجاب با انگیزه تحقیر آن دانشجو، روی قاعده و براساس موازین قانونی و اخلاقی صورت گرفته است که اینک برای اعلام انزجار نسبت به آتش زدن و پاره کردن یک عکس به  قواعد و هنجار های اخلاقی متوسل می شویم!؟

دو- قبل از اینکه به ارزیابی قانونی هتک حرمت نسبت به عکس آیت الله خمینی بپردازیم نخست اشاره اجمالی به ارزش و جایگاه تصاویر موجودات زنده در دین اسلام می نمایم؛

با مروری به احادیث و روایت و مراجعه به رساله عملیه برخی از مراجع تقلید پی می بریم که تعداد زیادی از روایات با هدف ریشه کن ساختن پندار شرك از ذهن انسان و مقابله با هرگونه پدیده ضد توحيدى، بر نفى تصاوير و مجسمه ها نظر دارد و مسلمانان را از هر چيزى كه به جاى خداوند مورد تقرّب و پرستش قرار بگيرد، برحذر می دارد.

بدون اینکه قصد داوری در مورد حلّیّت و حرمت عکس انسان ها داشته باشم در زیر تنها به چند نمونه از این روایات اشاره می کنم و توضیح پارادوکسی را که هم اکنون با آن مواجه هستیم به اهل فنّ واگذار می کنم:

-محمدبن مسلم مى گويد از امام صادق(ع) در باره تمثالها و عكسهاى نقاشى شده درختان و خورشيد و ماه پرسيدم، امام فرمود: "جايز است، مشروط به این كه در آن نقشها چيزى از موجود زنده ترسيم نشده باشد."(1)

-از امام صادق(ع) نقل شده است که، رسول الله(ص) فرمود: جبرئیل به نزد من آمده و گفت: "اى محمد! پروردگارت، ترا درود مى فرستد و نهى مى كند از زينت و نقاشى خانه ها"، ابو بصير مى گويد: از امام پرسيدم: منظور از زينت و نقش اتاقها و خانه ها چيست؟ امام فرمود:"تصاوير التماثيل"(2)

-امام صادق(ع) مى فرمايد: "رسول خدا از كشيدن صورت نهى كرد و فرمود: كسى كه صورتى را تصوير كند، خداوند روز قيامت او را وادار مى سازد تا در آن روح بدمد، در حالى كه او [صورتگر] قادر به دميدن روح نيست."(3)

-على(ع) مى فرمايد:"هركس، قبرى را تجديد بنا كند، يا تمثالى را وجود بخشد، از اسلام خارج شده است."(4)

-در قرآن آمده است که "جنيّان در خدمت حكومت سليمان بودند و براى او هرگونه غرفه و قصر مى ساختند و تمثالها مى آفريدند."(5) امام صادق(ع)، در بيان معناى (تمثالها) در این آیه مى فرمايد: "به خدا سوگند که منظور از تمثال، نقش مردان و زنان نيست، بلكه عكس درخت و چيزهاى شبيه آن است."(6)

با توجه به روایاتی از این دست، تعدادی از فقها صورتگرى موجودات داراى روح(انسان و حيوان) و کشیدن شکل از انسان و حیوان را حرام دانسته و به حرمت آن رأى داده و حتی از بین بردن آنرا هم واجب اعلام کرده اند، تا جائیکه مرحوم شيخ انصارى صاحب کتاب معروف مکاسب نیز که نگاه نسبتا متفاوتی با سایرین دارد، در این مورد می نویسد:

"ظاهر امر چنين مى نمايدكه حكمت تحريم در چنين مقوله هايى كه در آنها سخن از نمونه سازى انسان از طبيعت و مخلوقات خداوند به ميان آمده اين است كه انسان با چنين اقدامى، تشبّه به خالق مى ورزد و چنين تشبّهى حرام و ممنوع است".

البته شيخ انصارى ضمن اشاره به روایات مذکور، دو نتيجه نیز مى گيرد: اول اینکه اگر تصوير موجودات داراى روح، تصويرى كامل نباشد، بلكه بخشى از اعضا و قسمتهاى وجود آنها را بنماياند، حرام نخواهد بود.

دوم اینکه هرچند كشيدن شكل كامل از انسان يا حيوان حرام مى باشد، امّا نگاهدارى آن حرام نيست و از بين بردن آن واجب نمى باشد.(7)

سه-فیلم پخش شده از صدا و سیما تاحدود زیادی تردید برانگیز است، به عنوان مثال فیلمبرداری که در صحنه بوده می توانسته صورت افراد متخلف را هم به تصویر بکشد اما معلوم نیست که چرا این کار را نمی کند و تنها به فیلمبردای از پای فرد هتّاک اکتفاء می کند!؟ و همین امر بیش از قرائن و امارات دیگر بر دامنه بعضی از تردیدها می افزاید، مگر اینکه صدا و سیما مدعی شودکه تصویر کامل مرتکب را هم در اختیار دارد، در این صورت دیگر بهانه ای برای این همه جاروجنجال و متهم کردن دیگران باقی نمی ماند و کافیست که دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی کشور این فرد را شناسائی و جهت تعقیب و مجازات تسلیم مقامات قضائی نمایند.

چهار-آنچه از فیلم های پخش شده سیمای جمهوری اسلامی ایران استنباط می شود این واقعیت است که آتش زدن عکس توسط یک فرد ناشناس و در یک جمع حداکثر 10-15 نفره رخ داده است، اما در اثر پخش فیلم مذکور ،این عمل ناپسند حداقل در میان دهها میلیون بیننده فیلم موصوف اشاعه یافته است.

اگر هتک حرمت به عکس رهبر راحل انقلاب را نوعی منکر و فحشاء و جرم تلقی نمائیم که در مقابل دیدگان جمع انگشت شماری از حاضران صورت گرفته است، بحکم آیه " ان الذين يحبّون ان تشيع الفاحشة فى الذين امنوا... "، بدون شک عملکرد سیمای جمهوری اسلامی ایران مبنی بر انتشار فیلم مذکور آنهم در محدوده جغرافیائی بسیار وسیع، مصداق بارز اشاعه فحشاء و عامل اصلی از میان رفتن قبح یک عمل زشت است.

پنج-از نظر قانون اساسی میان حقوق شهروندی و اجتماعی مقامات و مردم عادی هیچ تفاوتی وجود ندارد، تا جائیکه ذیل اصل 107 این قانون مقرر می دارد که رهبر در برابر قوانین با سایرین یکسان است. با این وصف قانونگذار به اعتبار جایگاه و موقعیت شغلی اشخاص استثنائاتی را هم در نظر گرفته و میان توهین به افراد عادی و اشخاص مسئول تفاوت هائی قائل شده است. مثلا بموجب ‌ماده 27 قانون مطبوعات، اهانت به رهبر يا شوراي رهبري جمهوري اسلامي ايران و يا مراجع مسلم تقليد، موجب لغو پروانه یک نشريه می شود، در حالیکه در اثر اهانت به سایرین چنین اتفاقی رخ نمی دهد.

تفاوت جایگاه و موقعیت اجتماعی رهبری و مراجع تقلید موجب شده تا قانونگزار میان اهانت به آنها و مردم عادی هم تفاوت قائل شود، به همین دلیل قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد:"هر كس به حضرت امام خميني، بنيانگذار جمهوري اسلامي رضوان‌ا... عليه و مقام معظم رهبري به نحوي از انحاء اهانت نمايد، به حبس ‌از شش ماه تا دو سال محكوم خواهد شد."، در حالیکه همین قانون برای توهین به مسئولان و مقامات دیگر سه تا شش ماه حبس و يا تا (74) ضربه شلاق و يا پنجاه هزار تا يك ميليون ريال جزاي‌نقدي و برای توهین به مردم عادی تا (74) ضربه و يا پنجاه هزار ‌تا يك ميليون ريال جزاي نقدي مجازات تعیین کرده است.

از طرفی ماده واحده مصوبه 4/10/1379 در تفسیر (‌اهانت، توهين و يا هتك حرمت) مندرج در مقررات جزائي از جمله مواد (513)، (514)، (608) و (609) قانون مجازات اسلامي‌و بندهاي (7) و (8) ماده (6) و مواد (26) و (27) قانون مطبوعات مقرر می دارد: "از نظر مقررات كيفري اهانت و توهين و ... عبارت است از بكار بردن الفاظي كه صريح يا ظاهر باشد و يا ارتكاب اعمال و انجام‌حركاتي كه با لحاظ عرفيات جامعه و با در نظر گرفتن شرايط زماني و مكاني و موقعيت اشخاص موجب تخفيف و تحقير آنان شود و با عدم ظهور الفاظ ‌توهين تلقي نمي‌گردد."

بر این اساس، نظر به قانون فوق الاشاره و "با لحاظ عرفيات جامعه و با در نظر گرفتن شرايط زماني و مكاني و موقعيت اشخاص"، بی شک پاره کردن عکس آیت الله خمینی یکی از مصادیق توهین به بنیانگذار انقلاب تلقی می شود و حداکثر مجازات پیش بینی شده در قانون برای مجرم دوسال محکومیت است.

بنابراین با توجه باینکه جرم در قلمرو سرزمین ایران رخ داده و بانیان جنجال آفرینی های اخیر، به قوه قضائیه، قوه مجریه و ضابطین قضائی هم دسترسی دارند، می توانند با استناد به قوانین موضوعه متخلفین را تعقیب و مجازات نمایند و دیگر نیازی به استفاده از روش های غیرقانونی و دامن زدن به مناقشات موجود نیست، مگر اینکه باعتبار"کلمه حق و یراد به الباطل" بپذیریم که آنها سودای دیگری را در سر می پرورانند!

شش-شواهد حاکیست که در ناآرامی های اخیر شعارهای هنجارشکنانه علیه مقام رهبری و پاره کردن و آتش زدن تصاویر ایشان به مراتب بیشتر از اهانت به بنیانگذار انقلاب صورت گرفته است، بنابراین در چنین شرایط معطوف کردن افکار عمومی منحصرا به هتک حرمت نسبت به عکس آیت الله خمینی از سوی رسانه های حکومتی بیانگر این واقعیت است که در سناریوی جدید هدف اصلی جریان تمامیت خواه حاکم، جبهه گیری در پشت بنیانگذار انقلاب و متوجه کردن انگشت اتهام به سوی جریان موسوم به خط امام و خود را رهرو راستین آیت الله خمینی نشان دادن و متزلزل کردن اتکاء جریان سیاسی رقیب به شخصیت آیت الله خمینی در میان علاقمندان به ایشان است. غافل از اینکه سردمداران شاخص معترضین به نتایج انتخابات اخیر، در هر جمله ای که بکار می برند ده بار از تعبیر "امام" و "خط امام" استفاده می کنند و خواستار پیروی مسئولان امر از "خط امام هستند !

به عبارت دیگر اشخاصی که گمان می کنند با دستاویز قرار دادن هتک حرمت به عکس آیت الله خمینی، مانند آغاز انقلاب می توانند از آن برای جریحه دار کردن احساسات عمومی و تشویق آنان برای رسیدن به اهداف بزرگتر بهره برداری سیاسی نمایند سخت در اشتباهند، زیرا بدلایلی که گفته می شود مقایسه این رویداد با آنچه که آنروزها در روزنامه اطلاعات رخ داد از نوع مع الفارق آن است:

اوّلا، مقاله منسوب به "احمد رشیدی مطلق" در روزنامه اطلاعات، در شرایط زمانی خاص و بصورت کاملا حساب شده و با تائید رژیم شاه در یکی از روزنامه های حکومتی به چاپ رسیده بود و لذا رژیم نمی توانست آنرا موضع یک شخص گمنام وانمود کند. در حالیکه پاره کردن عکس آیت الله خمینی از سوی فردی ناشناس و در جریان ناآرامی های غیرقابل کنترل انجام شده است و به هیچوجه قابل انتساب به فرد و یا گروه خاصی نیست.

ثانیا، "انتشار" مقاله مورد اشاره در روزنامه اطلاعات(وابسته به حکومت) مستمسکی برای جریحه دار کردن احساسات مردم و ایجاد انگیزش در گروه های هدف، برای خیابانی کردن اعتراضات شد والّا با عدم انتشار آن، مقاله رشیدی مطلق(احتمالا داریوش همایون) هرگز به تنهائی نمی توانست به عنوان یک محرّک و سائق اعتراضات خیابانی شهر قم عمل نماید.

بنابراین حتی اگر پاره شدن عکس آیت الله خمینی باعث جریحه دار شدن احساسات مردم هم شده باشد، عامل اصلی آن رسانه های حکومتی هستند که مبادرت به انتشار آن کرده اند، نه مرتکب ناشناسی که فاقد قدرت و رسانه است، در این صورت این رفتار دست اندرکاران نقض غرض به شمار می رود!

ثالثا، شرایط زمانی و موقعیت اجتماعی آنروز، عدم حضور رهبران گروه های معترض در قدرت و وجود نارضایتی های بالقوه در میان طیف وسیعی از مردم نسبت به حکومت، بستر و زمینه مورد نیاز برای استفاده از مقاله رشیدی مطلق به عنوان یک محرّک و تشویق و برانگیختن مردم به شورش علیه هدف را مهیا ساخت تا رهبران شورش از مقاله مذکور بعنوان یک دستاویز مهم بهره گیری کرده و در تاریخ 19 دی ماه 1356 مردم قم را به خیابان ها بریزند. در واقع سرکوب خونین مردم در قم، خود زمینه ای برای جریحه دار شدن احساسات مردم در نقاط دیگر شد و تداوم سرکوب ها عاقبت به سرنگونی رژیم منجر گردید، در حالیکه میان موقعیت و شرایط کنونی و سال 1356 هیچ قدر مشترکی برای بهره برداری های مشابه وجود ندارد.

طرفه آنکه ناچسب بودن برچسب جدید برهمگان روشن است و عدم اقبال مردم نسبت به دعوت رسانه های حکومتی جهت شرکت در راهپیمائی روز جمعه نشان داد که این حربه نیز خریدار چندانی ندارد، مگر اینکه طراحان سناریوی اخیر اصرار داشته باشند که وانمود نمایند تعداد علاقمندان به آیت الله خمینی محدود به همان نمازگزارانی است که در راهپیمائی پس از مراسم نماز جمعه شرکت کردند!

 

با فرض اینکه تصویر بنیانگذار انقلاب توسط یک و یا چند جوان عصبانی ایرانی پاره و یا به آتش کشیده شده است، نباید فراموش کرد که این یک عکس العمل و معلول است و باید به جستجوی علت هائی پرداخت که چنین عکس العمل هائی را به همراه آورده است. در این صورت باید از خود پرسید که چه عاملی باعث گردیده تا جوانانی که روزگاری عکس رهبر خود را سرمه چشم خویش می کردند و با فرمان او جان خود را هم در طبق اخلاص می گذاشتند، امروز در برابر دیگران این چنین می کنند وکسی هم واکنشی از خود نشان نمی دهد!؟

وانگهی در حکومت مستقر و در کشوری که قانون دارد، تشویق حکومت به اعتراضات خیابانی، برای  برخورد با نقض قوانین و هنجار شکنی ها نه تنها یک واکنش پسندیده نیست بلکه نشانه فرصت طلبی، عجز و ضعف دولتمردان هم محسوب می شود.

درخاتمه  روی سخن با جماعتی است که به بهانه پاره شدن تصویر بنیانگذار انقلاب وااسلاما گویان بیانیه صادر و راهپیمائی برگزار می کنند، ایکاش در برابر ضرب و شتم، جرح و قتل و هتک حرمت مردم بی گناه در طول ماه های اخیر هم چنین عکس العمل هائی از خود نشان می دادند و کفن پوش به خیابان ها ریخته و دست به تظاهرات می زدند که قران فرمود: "كسى كه فرد بی گناهی را بکشد، مانند آن است که تمام مردم روى زمين ‏را كشته است"(9) و فراموش نکنیم که "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم"!

زیرنویس:

(1) وسائل الشيعه شيخ حرّ عاملي(چاپ دار احياء التراث العربى, بيروت)/ ج12/220

(2) وسائل الشيعه / ج3 صفحه560

(3) وسائل الشيعه/ ج12/220

(4) وسائل الشيعه/ ج12/220

(5) سوره سبأ/ آيه 13.

(6) وسائل الشيعه/ ج12/220

(7)مكاسب/ ج2/260

(9) قران، مائده/ 32

 

منبع : وب سایت شخصی اکبر اعلمی

http://www.akbaralami.com/Public/ContentBody.aspx?ContentID=3251

ديدگاه ها (0)

اشتراك ديدگاه های اين مطلب

نوشتن ديدگاه

كوچكتر | بزرگتر

busy
 


yaran
yaranealami